تبليغاتX
پشت دیوارهای شهر

                      شادی روح فاطمه زهرا (س) صلوات : اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

بخشش خدا و اعمال ما  

موضوع: علامه حسن زاده آملی سه شنبه 1385/12/29 15:38

امام باقر (ع ) فرمود: آدم عليه السلام عرض كرد: پروردگارا! شيطان را بر من سلطه بخشيدى ، و او را چون خون (كه در بدنم جارى است ) بر من چيرگى دادى ؛ پس مرا نيز چيزى عنايت فرما!

خداوند فرمود: تو را چنين (نعمتى ) بخشم كه چون كسى از فرزندانت ، تصميم بر انجام گناهى گيرد (و آن را انجام ندهد)، بر او نوشته نشود، و چون آن را انجام دهد (تنها) يك گناه بر او نوشته شود، و چون عزم بر انجام عملى نيك گيرد، چنانچه به انجامش نرساند، حسنه اش برايش نوشته شود، و چون به انجامش رسانده ، ده حسنه برايش نوشته شود

آدم عرض كرد: پروردگارا! مرا بيشتر ده !

فرمود: تو را اين بخشم كه چون كسى از فرزندانت گناهى كند. و سپس از من بخشش خواهد، او را ببخشايم .

عرض كرد: پروردگارا! مرا بيشتر عنايت فرما!

فرمود: توبه را بدانان بخشيدم . و يا فرمود: سفره توبه را تا هنگامى كه نفس به گلو برسد برايشان گستردم .

آدم عرض كرد: پروردگارا! مرا كافى است

برگرفته ازکتاب : پند های حکیمانه حسن زاده املی نويسنده : عباس عزيزى ----- پند 87

نوشته شده توسط : علی امیدوار | لینک ثابت |

دو کتاب از علامه حسن زاده آملی 

موضوع: کتاب ومقاله سه شنبه 1385/12/29 10:19

کتاب پند های حکیمانه حسن زاده املی نوشته شده توسط عباس عزيزى حاوی---۴۰۳ --- نکته وپند از بیانات و نوشتار حضرت علامه ذوالفنون حسن زاده آملی است که به نکات ارزشمندی در موضوعات اخلاقی عرفانی اشاره دارد که لینک دانلود زیپ شده این کتاب را برای استفاده دوستان گذاشته ام  

             پندهاى حكيمانه علامه حسن زاده آملى               

ویک کتاب هم به قلم خود ایشان در زمینه توبه و جنبه های مختلف این موضوع (  مانند:وجوب توبه وتوبه تفضیلی واجمالی ...) مورد بررسی قرار گرفته است  

توبه  ---ــــ الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة

ترجمه، تحقيق واضافات از: ابراهيم احمديان

نوشته شده توسط : علی امیدوار | لینک ثابت

یادی از امام ... 

موضوع: شعر در وبلاگ من دوشنبه 1385/12/14 16:51

           رها بايد شد 

از هستــــــــــــىِ خويشتن، رها بايد شد              از ديو خودىّ خود، جدا بايد شد

آن كس كه به شيطان درون سرگرم است             كى راهى راه انبيا خواهد شد؟

  گواه دل   

      ســـاغر از دست ظريف تو، گناهى نبود       

 جز سر كوى تو اى دوست، پناهى نبود

درِ امّيد ز هر سوى به رويم بسته است        جـــز در ميكــــده امّيـــد به راهـــى نبود

آنكــــه از بـاده عشق تو، لبى تازه نمود        ملك هستى بر چشمش پرِ كاهى نبود

گــــــر تو در حلقـــه رندان نظرى ننمايى        به نگاهت، كه در آن حلقه، نگاهى نبود

جـان فــــداى صنم باده فروشى كه بَرَش       هستى و نيستى و بنده و شاهى نبود

نظــــرى كن كه نباشد چو تو صاحبنظرى        به مريضى كه در او جز غم و آهى نبود

عاشقـــم، عاشق دلسوخته از دورى يار         در كفـــم جــز دل افسرده گواهى نبود

--------------------------------

شعر بالا از اشعار دیوان امام خمینی رحمه الله علیه است

و البته در لینک زیر می توانید دیوان ایشان را بطور کامل ببینید

http://www.imam-khomeini.com/Divan/Divan.htm

 

نوشته شده توسط : علی امیدوار | لینک ثابت

نامه ای به خدا !  

موضوع: گزیده های مشاوره ای چهارشنبه 1385/12/09 12:3

یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نا مه ای شد که روی پاکت آن باخطی لرزان نوشته شده بود:

 نامه ای به خدا !

کار منداداره ست با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند در نامه این طور نوشته شده بود :

   خدای عزیزم

بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی میگذرد.دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن...کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش  نشان داد.نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میزگذاشتند.در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند...                                                                            

همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.

عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید.

روی آن نوشته شده بود:

نامه ای به خدا ! همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند.

مضمون نامه چنین بود:

خدای عزیزم.

چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیاکرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبیبرایم فرستادی...البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند ...!!!

 

 

نوشته شده توسط : علی امیدوار | لینک ثابت |

الهی ... الهی  

موضوع: نکته های کوتاه پنجشنبه 1385/12/03 15:8

 

                                  الهي،  

                               اگر بخواهم شرمسار، و اگر نخواهم گرفتار 

                                 الهی،  

          در بسته نيست، ما دست و پا بسته‌ايم

                                                         برگرفته از الهی نامه علامه حسن زاده املی

نوشته شده توسط : علی امیدوار | لینک ثابت